خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

241

نهج البلاغة ( فارسي )

حكمت پرتوى نمىگيرند و از آتشزنهء دانش شراره اى نمىستانند . در اين حال ، همانند ستورانى هستند كه جز چريدن هدفى نشناسند يا همچون صخره‌هاى سخت كوهستان ، در قساوت به سر برند . براى كسانى كه ديدهء بصيرتشان گشوده است ، حقايق و اسرار آشكار گشته و راه حق براى آنان ، كه ندانند به كجا مىروند ، پديدار و روشن گرديده . قيامت ، پرده از رخ برگرفته و نشانه‌هاى آن براى هوشياران هويدا شده . چيست كه شما را كالبدهاى عارى از جان مىبينم كه در نمىيابيد و جانهاى بىكالبد كه در مىيابيد ولى به كار نمىبنديد . مردمى به ظاهر اهل عبادت ولى ، ناپرهيزكار . بازرگانى سود نابرده ، بيدارانى خواب گرفته ، به تن حاضر و به دل غايب . توان ديدنتان هست و چون كوران نمىبينيد . توان شنيدنتان هست و چون كران نمىشنويد . توان سخن گفتنتان هست و چون لالان ، هيچ ، نمىگوييد . ضلالت را مىنگرم كه چون درختى استوار ، قامت برافراشته و شاخه‌هاى خود را به اطراف پراكنده است . براى شما به پيمانهء خود مىپيمايد و شما را در زير مشتها فرو مىكوبد . پيشواى آن از ملت اسلام بيرون است و در گمراهى خويش پاى مىفشرد . آن روز كسانى كه از شما باقى بمانند ، مردمى حقيرند ، چون ته مانده‌هاى ديگ يا خرد و ريزهايى كه از بارها بر زمين ريزد . آنسان ، كه چرم را در دباغى فرو مالند و گندم درو شده را فرو كوبند ، شما را نيز فرو مالد و فرو كوبد . و مؤمنان را از ميان شما جدا كند ، آنسان ، كه پرنده اى دانه‌هاى فربه را از دانه‌هاى لاغر جدا مىكند . در اين راهها كارتان به كجا كشد و در اين تاريكيها تا چند حيران و سرگردان خواهيد بود و اين دروغها تا چند فريبتان دهد . شما را از كجا مىآورند و به كجا باز مىگردانند . هر زمانى را سرانجامى است و هر رفتنى را آمدنى . از مردان خدا ، كه در ميان شما هستند ، سخن بشنويد . دلهايتان را حاضر آوريد ، كه اگر شما را فراخواند ، بيدار شويد . پيشواى قافله بايد كه به اهل قافله دروغ نگويد و پراكندگان را گرد آورد و انديشهء خود به كار دارد . درون كار را براى شما بشكافت ، آن چنان كه مهره را شكافند يا پوست بركند آن را آن چنان كه ، براى گرفتن صمغ پوست درخت را بر كنند .